چطور شد یاد گرفتم؟
این مطلب ارزشمند که یکی از دوستان اراکی مقیم خارج نوشته اند ارزش بارها خواندن را دارد:
فکر می کنم شاید بد نباشد که در ابتدا آموزش مختصری در مورد...
توجه
به پاکیــــــــــــزگــــی... و زیبـــــــــــــــایی
شـــــــــــــــــــــهر در همین تابلوهای تبلیغاتی داده شود.
چند سالی ست که در خارج از ایران زندگی می کنم .
نمی دانم چطور شد که آموختم.... حق نوشتن نه تنها روی دیوار دیگران،
که روی دیوار خانه ی خود را ندارم.....
نمی دانم چطور شد که یاد گرفتم...اجازه ندارم زباله را نه در سطح خیابان و نه در سر هر گذری بریزم.
نمی دانم چطور شد که یاد گرفتم .......
......
اشتباه نکنید من عاشق ایران و به خصوص اراک هستم ...
فکر نکنید که غرب زده شده ام...نه،نه
اما مگر نه اینست که باید هر چیز خوب را یاد گرفت و به کار بست.
کاش قدر می دانستیم ستاره ای را که در کف دستان ما گذاشته شده ست.
نمی دانم چطور شد که آموختم.... حق نوشتن نه تنها روی دیوار دیگران،
که روی دیوار خانه ی خود را ندارم.....
نمی دانم چطور شد که یاد گرفتم...اجازه ندارم زباله را نه در سطح خیابان و نه در سر هر گذری بریزم.
نمی دانم چطور شد که یاد گرفتم .......
......
اشتباه نکنید من عاشق ایران و به خصوص اراک هستم ...
فکر نکنید که غرب زده شده ام...نه،نه
اما مگر نه اینست که باید هر چیز خوب را یاد گرفت و به کار بست.
کاش قدر می دانستیم ستاره ای را که در کف دستان ما گذاشته شده ست.
ممنون از زحمات شما.
پ.ن 1: بازسازی تندیس باغ ملی
پ.ن 2: عملیات اجرای بتن ریزی عرشه پل شماره 2 تقاطع غیرهمسطح میدان جهاد آغاز شد
پ.ن 3: نکاتی در مورد علل استفاده از منوریل در سطح شهر
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 18:25 توسط مدیر وبلاگ
|