علت بسیاری از ناهنجاریهای رفتاری و اجتماعی مردم در شهرها ریشه در عملکرد و نگرش مدیران آنها دارد. آیا به چگونگی رانندگی در مشهد و تفاوت آن با سایر شهرها دقت کرده اید؟ آیا به علاقه مردم شهرمان به استفاده شخصی از اتوموبیل اندیشیده اید؟ ریشه اصلی بحران ترافیک در کجاست؟ خیابانها در شهر ما به عنوان یک عنصر مدرنیسم و عامل بیرونی به شهر تحمیل شده و با زندگی ما پیوند نخورده است. خیابان به جای تبدیل شدن به مکانی برای تعامل مردم و عابران به راهروئی برای حرکت ماشینها و تعاملات تجاری تبدیل شده. سری به میدان آزادی بزنید و سردرگمی عابران را در لابلای آن پروژه عظیم و مایه مباهات شهرداری ببینید و تلاششان را برای تطبیق خود با آن فضای شهری. نتیجه چنین تطبیق هائی نا رضایتی است. افت کیفیت فضاهای شهری باعث از بین رفتن حس تعلق و بی رنگ شدن عملکرد این فضاها می شود. باید بپذیریم که شهرها محل زندگی مجموعه ای از آدم ها با نیازها،علایق و سلیقه های مختلف هستند. شهر خوب یک شهر بزرگ نیست، شهر خوب شهری با زائران بی شمار نیست، شهر خوب شهری با پروژهای بزرگ و ساز و کارهای سنگین نیست، شهر خوب شهری با جمعیت بسیار و ماشین های آخرین مدل و فروشگاه های  رنگارنگ نیست، شهر خوب شهری با افتتاح 100 پروژه در 100 روز هم نیست. شهر خوب شهری است که خوب می بیند، خوب می شنود، هیچکس را از یاد نمی برد و جای کسی در آن خالی نیست؛ شهری است که نیازهای مردمش را می شناسد و به آن پاسخ می دهد. 

پ.ن: مراجعه کنید به وبلاگ مبلمان شهری